ما مساله های اجتهادی داریم 

در بحث و جدل کمی زیادی داریم 

با این که تو قطب عالم امکانی  

ما چشم به قطب اقتصادی داریم 

 

از کتاب ضد انتزار


ادامه مطلب (لینک ثابت)
لینک ثابت مطلب| نوشته شده توسط عباس صادقی زرینی در دوشنبه ۱۴ اردیبهشت۱۳۹۴ ساعت 11:7 |  

بی چون و چرا چون و چرا می‌کشنت

مانند تمام اولیا می‌کشنت

ما از سر تفریح دعا می‌خوانیم

اینجا خبری نیست نیا می‌کشنت

 

از کتاب ضد انتزار


ادامه مطلب (لینک ثابت)
لینک ثابت مطلب| نوشته شده توسط عباس صادقی زرینی در یکشنبه ۶ اردیبهشت۱۳۹۴ ساعت 13:14 |  

عمری‌ست که آواره دشتی آقا

رفتی و دوباره برنگشتی  آقا

شاید که تو آمدی و دیدی خوابیم

از خیر تماممان گذشتی آقا

از کتاب ضد انتزار


ادامه مطلب (لینک ثابت)
لینک ثابت مطلب| نوشته شده توسط عباس صادقی زرینی در یکشنبه ۳۰ فروردین۱۳۹۴ ساعت 9:21 |  

ما چوب حماقت شما را خوردیم 

محصول دیانت شما را خوردیم 

ای مردم کوفه از شما ممنونیم 

ما نان خیانت شما را خوردیم 

 

از کتاب ضد انتزار


ادامه مطلب (لینک ثابت)
لینک ثابت مطلب| نوشته شده توسط عباس صادقی زرینی در یکشنبه ۲۳ فروردین۱۳۹۴ ساعت 8:40 |  

تا وقت رسیدن تو بازی بکنیم 

در گفتن حق روده درازی بکنیم 

بد نیست کمی تهاجم فرهنگی 

تا روی زمین زمینه سازی بکنیم 

 

از کتاب ضد انتزار


ادامه مطلب (لینک ثابت)
لینک ثابت مطلب| نوشته شده توسط عباس صادقی زرینی در یکشنبه ۱۶ فروردین۱۳۹۴ ساعت 9:7 |  

با هرکه شراب خورده ای تاک شده است

افتادگی آموخته و خاک شده است

از بس که لب تو را مکیدم با ترس

جای دهن از صورت تو پاک شده است 

 

شیرینی و با شور تو را می‌بوسم

بی حالم و با زور تورا می‌بوسم

باید که ببخشید دماغم چوبی است

از فاصله‌ی دور تو را می‌بوسم  

 

از کتاب "پشت چراغ قرمز"


ادامه مطلب (لینک ثابت)
لینک ثابت مطلب| نوشته شده توسط عباس صادقی زرینی در دوشنبه ۲۹ دی۱۳۹۳ ساعت 9:38 |  

در فلسفه عشق خودم تز دارم

من نقد به بورخس و به مارکز دارم

با دیدن لبهات به هم می‌ریزم

حساسیتی به رنگ قرمز دارم 

 

وقتی که لبم به بوسه ای قانع شد

در راه اراده‌ی خودش قاطع شد

قانون اساسی دلم گفت ببوس

شورای نگهبان لبت مانع شد 

 

از کتاب " پشت چراغ قرمز"


ادامه مطلب (لینک ثابت)
لینک ثابت مطلب| نوشته شده توسط عباس صادقی زرینی در دوشنبه ۱۵ دی۱۳۹۳ ساعت 9:29 |  

سرکوبی ایده می‌کند لبهایت

توقیف جریده می‌کند لبهایت

محکوم به دوختن شده لبهایم

تفتیش عقیده می‌کند لبهایت 

 

من معتقدم که ما جوان می‌میریم

ما بین زمین و آسمان می‌میریم

لبهای من و تو لاله و لادن شد

از هم که جدا کنندمان می‌میریم

 

از کتاب " پشت چراغ قرمز"


ادامه مطلب (لینک ثابت)
لینک ثابت مطلب| نوشته شده توسط عباس صادقی زرینی در یکشنبه ۷ دی۱۳۹۳ ساعت 13:5 |  

اندیشه‌ام این بود زرنگم انگار

با قسمتم این بار بجنگم انگار

در قلب تو سرمایه گذاری کردم

من صاحب یک معدن سنگم انگار 

 

تقدیر به دست او رقم خواهد خورد

جان  تو و عمه‌ات قسم خواهد خورد

فردا که جواب آزمایش آمد

حال تو هم از عشق به هم خواهد خورد 

 

با چشمک داروغه تو را خواهم کشت

در قحطی آذوقه تو را خواهم کشت

این بار اگر عکس مرا پاره کنی

با خودروی مسروقه تو را خواهم کشت 

 

هرکس که برای او بمیری مرده

تا بودن او را بپذیری مرده

دریا به من آموخته هر ماهی را

هر وقت که از آب بگیری مرده 

 

هم ناز و ادا و هم بلا دارد عشق

زیرا که شروع و انتها دارد عشق

مثل همه‌ی  مصارف روزانه

تاریخ خرید و انقضا دارد عشق 

 

نه آیه ای و نه سوره‌ای دارد عشق

سوزانده مرا چه کوره‌ای دارد عشق

پیراهن پاره ، جگر صد پاره

چه قصه‌ی پاره پوره ای دارد عشق 

از کتاب "پشت چراغ قرمز"


ادامه مطلب (لینک ثابت)
لینک ثابت مطلب| نوشته شده توسط عباس صادقی زرینی در یکشنبه ۱۶ آذر۱۳۹۳ ساعت 11:42 |  

گفتند مهم نیست که انسان باشیم  

کافی ست فقط دشمن شیطان باشیم 

چون آیه کفار کشی می خوانند

پس مصلحت این است مسلمان باشیم 

 

 

مانند پل شکسته تنها ماندیم 

این قسمت ما بود که اینجا ماندیم 

ما ریل قطار غرب و شرقیم رفیق 

دنیا حرکت کرد که ما جا ماندیم 

 

 

 از کتاب " پشت چراغ قرمز"


ادامه مطلب (لینک ثابت)
لینک ثابت مطلب| نوشته شده توسط عباس صادقی زرینی در دوشنبه ۱۰ آذر۱۳۹۳ ساعت 13:47 |  

در مذهب عشق باده نوشی شغل است

در دوره‌ی ما خانه به دوشی شغل است

صد شکر که بیکار نداریم دگر

در مملکتی که دین فروشی شغل است  

 

نه فکر صدور گندم ایرانیم

نه خادم دست چندم ایرانیم

در مرکز انتقال خون یک عمر است

ما تشنه خون مردم ایرانیم  

 

از کتاب "پشت چراغ قرمز"


ادامه مطلب (لینک ثابت)
لینک ثابت مطلب| نوشته شده توسط عباس صادقی زرینی در یکشنبه ۲ آذر۱۳۹۳ ساعت 12:58 |  

                                          ما باده درون ساز بادی خوردیم  

                                        در فاصله‌ی عزا و شادی خوردیم

                                     خارج که حلال است کمی می‌نوشند

                                      داخل که حرام است زیادی خوردیم 

 

                                          این یک روش دفاعی ایرانی‌ست

                                         یک شیوه‌ی ارتجاعی ایرانی‌ست

                                       این رشوه که از قدیم الایام به پاست

                                          یک بیمه اجتماعی ایرانی‌ست

  

        از کتاب " پشت چراغ قرمز"


ادامه مطلب (لینک ثابت)
لینک ثابت مطلب| نوشته شده توسط عباس صادقی زرینی در یکشنبه ۲۵ آبان۱۳۹۳ ساعت 9:7 |  
باید دل پاک اهل دینو بخریم

باید که کتابای لنینو بخریم

دنیا پسرم مزرعه آخرته

باید دو سه هکتار زمینو بخریم

 

در خانه خود از همه رو می‌گیرد

بیرون که بیاید دل او می‌گیرد

عمری‌ست که دائم الوضو می‌باشد

با آب گل‌آلود وضو می‌گیرد

 

تصمیم گرفته‌ام که صادق باشم

 با هر کس و ناکسی موافق باشم

هر روز مسلمانم و هر شب کافر

چون یاد گرفته‌ام منافق باشم

 

آنقدر به رم رفت که قم یادش رفت

سرگرم پیاله شد که خم یادش رفت

از بس که اشداء علی الکفار است

دیگر رحماء بینهم یادش رفت

 

تا بر لب ما شکایتی دیگر رفت

بر مردم ده حکایتی دیگر رفت

وقتی برکت از این ولایت رفته است

باید طرف ولایتی دیگر رفت

 

هنگام دعا دست نیازش پر شد

با ذکر خدا دهان بازش پر شد

صد شاخه گل محمدی را له کرد

تا شیشه‌ی عطر جانمازش پر شد

 


ادامه مطلب (لینک ثابت)
لینک ثابت مطلب| نوشته شده توسط عباس صادقی زرینی در یکشنبه ۴ آبان۱۳۹۳ ساعت 13:18 |  
آیات خدا در دل تهران پیداست

از شوش گرفته تا شمیران پیداست

تفسیر کدام سوره غیر از بقره

در خانه و کوچه و خیابان پیداست

 

پنهان شده بود پشت در می‌خندید

با سر به زمین خورد و دمر ‌می‌خندید

ابلیس عجب آدم طنازی بود

در موقع خلقت بشر می‌خندید

 

از کتاب " پشت چراغ قرمز"


ادامه مطلب (لینک ثابت)
لینک ثابت مطلب| نوشته شده توسط عباس صادقی زرینی در یکشنبه ۲۷ مهر۱۳۹۳ ساعت 13:45 |  
رو سوی تو آورده تو کوتاه بیا

افتاده دگر پرده تو کوتاه بیا

گویند که رحمان و رحیمی یا رب

شیطان غلطی کرده تو کوتاه بیا

 

با ترس صدای تازه‌ای خلق کنیم

هر روز بلای تازه‌ای خلق کنیم

سرکرده‌ی صنف بت فروشان می‌گفت

باید که خدای تازه‌ای خلق کنیم

 

از کتاب "پشت چراغ قرمز"


ادامه مطلب (لینک ثابت)
لینک ثابت مطلب| نوشته شده توسط عباس صادقی زرینی در یکشنبه ۲۰ مهر۱۳۹۳ ساعت 15:25 |  
گفتند هدف گرفته است ایمان را

از راه به در می‌کند او انسان را

شیطان همه را فریب داده‌ست درست

ماندم چه کسی گول زده شیطان را

 

یا آخر کار را ندیدی اول

یا اینکه خودت نقشه کشیدی اول

تقصیر خودت بود خداوند عزیز

باید که مرا می‌آفریدی اول

 

از کتاب " پشت چراغ قرمز"


ادامه مطلب (لینک ثابت)
لینک ثابت مطلب| نوشته شده توسط عباس صادقی زرینی در دوشنبه ۱۴ مهر۱۳۹۳ ساعت 10:1 |  
« مطالب قدیمی تر مطالب جدیدتر »