تبليغاتX
تظاهـــــرات درونـــــی
بن مایه خنده غفلت انسان است

در حلقه­ي عالمان کلافي افتاد

در جمع شکافنده شکافي افتاد

ديشب سر پاک يا نجس بودن عشق

بين علما چه اختلافي افتاد

 

 

از گریه به خنده هایمان پل زده ایم

شوتیم به تیم خودمان گل زده ایم

بن مایه خنده غفلت انسان است

رندیم که خود را به تغافل زده ایم

 

 

هم هارترین سگ نگهبان بودم

هم اینکه خری ساکن تهران بودم

از جبر زمان برای انسان بودن

مقدارکمی همیشه حیوان بودم

 

 

 

اوضاع خراب و بل بشو می خواهم

ساکت نشدم یک خفه شو می خواهم

بعد از خبر سراسری هر شب

حس می کنم اسبم و غشو می خواهم

 

 

 

رفتم که بپرسم به جوابت برسم

 به وضعیت بد و خرابت برسم

گفتی که اگر حرف حسابی داری

ساکت بنشین تا به حسابت برسم

 

 

 

صد شکر که ما یقین و ایمان داریم

خر وار به خروار مسلمان داریم

دیدیم که در مجلس ختم قرآن

صد جور فقط قاری قرآن داریم

 

 

 

از مرغ و خروس زنده پر می­بریم

از ناشنوا دو گوش کر می­بریم

بر طبق فتاوای جدید فقهی

ما خوک به سمت قبله سر می­بریم

 

 

 

با رمز و اشاره و کدم خوش باشم

با فکر مطابق مدم خوش باشم

با شعر مگر حکومتي ساقط شد

بگذار که با شعر خودم خوش باشم

 

 

 

زنده نشده مردني خوشمزه

بازنده­ شده بردنی خوشمزه

حق دادني و گرفتني نيست عزيز

حق خوردنيه خوردنی خوشمزه

 

 

 

 سیاست آشه دین کاسه س برادر

همه دستا توو این کاسه س برادر

اگه بازم بیای پا صندوق کشک

همین آش و همین کاسه س برادر

 

 

 

با عقل و درایت خودت برگردی

بهتر به رضایت خودت برگردی

پس این همه همولایتی ساده نباش

باید به ولایت خودت برگردی

 

 

انگار که ما ریشه در این غم داریم

از بس که زیادیم، همه کم داریم

بی­فایده دل به آسمان­ها بستیم

وقتی همه سر در آخور هم داریم

 

 

 

ده قرن تمام است که توبيخ شديم

گفتند عرب شويم از بيخ شديم

اسکندر از اين ور و از آن ور چنگيز

ما نسل کتک خورده­ي تاريخ شديم

 


ادامه مطلب (لینک ثابت)
لینک ثابت مطلب| نوشته شده توسط عباس صادقی زرینی در شنبه 1 بهمن1390 ساعت 3:16 |  
« مطالب قدیمی تر مطالب جدیدتر »