X
تبلیغات
تظاهـــــرات درونـــــی

 

نان همگی به لطف او آجر بود

با این همه از تمام ما دلخور بود

گفتیم که فریاد بزن ما هستیم

فریاد نزد چون که دهانش پر بود

 

با مهر سکوتشان صدا را بستند

با تمبر لب خاطره ها را بستند

ما پاکت ونامه ای پر از فریادیم

با تف دهن هر دوی ما را بستند

 

از کتاب پشت چراغ قرمز


لینک ثابت
به قلم عباس صادقی زرینی در یکشنبه 31 فروردین1393 ساعت 8:17 
 

 با دلهره دل نبند خواهی فهمید

در داخل خود نگند خواهی فهمید

رازیست میان همه احمق ها

یک لحظه فقط بخند خواهی فهمید

 

یک عمر به درد خودمان خندیدیم

گفتند نخند و همچنان خندیدیم

اشکیم که پشت خنده پنهان شده ایم

تا کوری چشم دشمنان خندیدیم

 

از کتاب پشت چراغ قرمز


لینک ثابت
به قلم عباس صادقی زرینی در یکشنبه 24 فروردین1393 ساعت 9:55 
 

عصری که در آن خنده غلط انداز است

جدیت وارونه ما اعجاز است

از لطف همین خنده و خنداندن ماست

امروز اگر دهان مردم باز است

 

 

از دست خودم داغ جنون می گیرم

آتش که بگیرم از درون می گیرم

زخمی شده ام تا دهنم باز شود

بی درد بمانم خفه خون می گیرم

 

از کتاب پشت چراغ قرمز


لینک ثابت
به قلم عباس صادقی زرینی در یکشنبه 17 فروردین1393 ساعت 8:9 
 

انديشه ما از بركات طنز است

 لبخند خشن جزء نكات طنز است

 مي خندم و مي گريم و مي خندانم

 خنداندن اين خلق زكات طنز است

 

 

شرح غم موبه مو دلم می خواهد

خندیدن در گلو دلم میخواهد

جدیت وارونه من یعنی طنز

من گریه ی پشت و رو دلم می خواهد

 

  از کتاب پشت چراغ قرمز


لینک ثابت
به قلم عباس صادقی زرینی در یکشنبه 10 فروردین1393 ساعت 11:47 
 

گفتند شده اهل نظر دانشجو

دیدیم شده چه بی ضرر دانشجو

آتش زده بر عالم و آدم اما

کبریت همیشه بی خطر دانشجو



انگار فراموش شده دانشجو

با خواب هم آغوش شده دانشجو

روشن دل و روشن نظر و روشن فکر

چندیست که خاموش شده دانشجو



بی حکم ریاست عاشق او شده بود

از روی سیاست عاشق او شده بود

با چادر مشکی چقدر زیبا شد

مامور حراست عاشق او شده بود



در دست همه ژتون قرضی داریم

پشت سر هم دشمن فرضی داریم

ماشین چمن زنی که روشن شده است

یعنی که دوباره قرمه سبزی داریم



با بازدمش کلاس ما دم کرده

پشت همه را به سادگی خم کرده

استاد عزیز با سبیل پهنش

ولله که روی نیچه را کم کرده



هرچند که سر به زیر و با تقوا بود

انگار همیشه در پی دعوا بود

در دیدن بی حجابی ما چشمش

بی لنگه ترین تلسکوپ دنیا بود



آن مرد که نام کوچکش اکبر بود

در مرز میان پسر و دختر بود

اول که به دانشکده آمد ریشش

از ریش تمام طالبان پر تر بود



در گفتن درد خود مردد مانده 

خوب است ولی همیشه او بد مانده

بی جزوه ترین دختر دانشگامان

تا آخر عمر خود مجرد مانده



موهای طرف فرچه دانشگاه است

باخ و هگل و نیچه دانشگاه است

شاگرد طراز اول هر ترمی

بی ریخت ترین بچه دانشگاه است



با دیدن او پیر و جوان می ترکد

با گوشه ابروش جهان می ترکد

چاق است و نمک دارد و بمب خنده است

لب باز کند کلاس مان می ترکد



دائم کرم روز و شبش را می زد

آن گیره سر مرتبش را می زد

قاتل که سر کلاس ما می آمد

پر رنگ ترین رژ لبش را می زد



با قرعه کشی ها که به حج می رفتند

با چادر زیبا که به حج می رفتند

دانشکده یک ماه فقط راحت بود

سارا و سمیرا که به حج می رفتند



لینک ثابت
به قلم عباس صادقی زرینی در دوشنبه 2 دی1392 ساعت 9:39 
 

مگر اینگونه نیست که  کل یوم عاشورا ؟

یک سال فقط تا به محرم مانده

یک ماه فقط تا به محرم مانده

یک هفته فقط تا به محرم مانده

یک روز فقط تا به محرم مانده

 

 

اینجا دو طرف به پایتان پیر شدند

باهم سر هیچ و پوچ درگیر شدند

یک عده که از نام شما سیر شدند

یک عده که با نام شما سیر شدند

 

 

یک زخم زبان مانده و یک باند خراب

یک باند سقوط هست و یک باند خراب

در هیئت ما باند زیاد است زیاد

باند اکو و باند من و باند خراب

 

 

او مست شده که باده نوشی بکند

با بستن چشم پرده پوشی بکند

تا اینکه نوار و سی دی اش را بخرند

مجبور شده روضه فروشی بکند

 

 

به کار خودش همیشه ایمان دارد

نامرد فقط شکل مسلمان دارد

عمریست که مخفیانه شمر ملعون

در هیئت ما حضور پنهان دارد

 

 

آتش به دل عالم و آدم می زد

می زد به سرش فقط محرم می زد

او تاجر آب معدنی بود فقط

از تشنه لبان کربلا دم می زد

 

 

دل بود و کسی به فکر دلدار نبود

حق بود و کسی تشنه دیدار نبود

دعوا سر تیغه علم بود فقط

اصلن احدی فکر علمدار نبود

 

 

هر روز به دنبال مریدان خودند

هر لحظه به فکر نشر قرآن خودند

یک سوم شاعران هیئت امروز

انگار که " محتشمر" دوران خودند

 

 

اسلام پیمبر تو را می دزدند

عمامه اکبر تو را می دزدند

این قوم برای دو سه درهم آقا

گهواره اصغر تو را می دزدند

 

 

ای کوفه به روی جگرش آب نبند

در روضه خونین سرش آب نبند

عمری پدرش برای تو نان آورد

امروز به روی پسرش آب نبند

 

  

ما شیعه خامیم اباعبدلله

ما در پی نامیم اباعبدلله

با کله سر سفره تان می آییم

ما لشگر شامیم اباعبدلله

 


لینک ثابت
به قلم عباس صادقی زرینی در سه شنبه 30 مهر1392 ساعت 9:45 
 

هرچند جوان پیر شد و دست کشید

یک مرتبه جو گیر شد و دست کشید

با عشق فقط گلوله می خورد پدر

از زندگیش سیر شد و دست کشید

 

با جاروی خود در همه جا امضا زد

آستین برای بچه ها بالا زد

رفته چه قدر کلاس ما بالاتر

بابای ضعیف مدرسه در جا زد


لینک ثابت
به قلم عباس صادقی زرینی در سه شنبه 2 مهر1392 ساعت 8:43 
 

هی زور نزن از این قضایا ببری

از زندگی سگی دنیا ببری

می خواهی اگر حاجی خوبی باشی

باید سر فرزند خودت را ببری

 

 

افتاد صدا و بی صدا خوابیدند

بی آنکه بدانند کجا خوابیدند

قنداقه اسلحه که لالایی خواند

با زور گلوله بچه ها خوابیدند

 

 

در جاذبه های خیر و شر مانده بشر

در صحنه هر جنگ دمر مانده بشر

با سنگدلی ها خودمان را کشتیم

انگار که در عصر حجر مانده بشر


لینک ثابت
به قلم عباس صادقی زرینی در شنبه 2 شهریور1392 ساعت 9:46 
 

میخواست بشر بشر نباشد شد گاو

در مرکز هر خبر نباشد شد گاو 

از کار خدا شاخ در آورده الاغ

میخواست همیشه خر نباشد شد گاو





اصلن تو همین که بشری معترضی 

دور و بر مردم بپری معترضی 

بالا ببری دو دست خود را خوب است 

یک دست که بالا ببری معترضی 


لینک ثابت
به قلم عباس صادقی زرینی در سه شنبه 1 مرداد1392 ساعت 7:40 
 

فرهنگ لغات ما جدید است بگو 

فردای جهان پر از امید است بگو 

ضرب المثل امروز دروغ محض است 

پایان شب سیه سپید است بگو




پایان به ثبات مان بده یا الله 

با مرگ حیات مان بده یا الله

از دست خودت که بر سر ماست خودت 

امروز نجات مان بده یا الله 




گفتند و ندیدند که تحقیر شدم

با فهم غلط همیشه تفسیر شدم

با خوردن حق دیگران چاق شدند 

با خود خوریم همیشه من سیر شدم




از خدمت خود به مرده ها خوشحال است 

از لطف خدا بنده خدا خو شحال است 

همسایه ما که مرده شور خوبی است

از مردن هر شاه و گدا خوشحال است 




سخت است ولی شاه و گدا را هم نیز

زشت است ولی اهل دعا را هم نیز

حاجی دهن نفس خودش را بله 

حالا دهن خلق خدا را هم نیز


لینک ثابت
به قلم عباس صادقی زرینی در شنبه 1 تیر1392 ساعت 9:53 
 

تقدیم به رضا بروسان

نه معذوری گرفته ماموری را

نه اینکه قلم شکسته ساطوری را

نه سیل زد و کروکدیلی را کشت

نه زلزله ای ریس جمهوری را

 

 

 

 

تقدیم  به رحیم رسولی

هی فکر نکن با نظر جمع برو

با ذائقه بی هنر جمع  برو

این قاعده زندگی گله ای است

یع یع بکن و پشت سر جمع برو

 

 

 

 

 

تقدیم به رباب غریبه دوست

هر شهری شهروند خود را دارد

هر حادثه ای روند خود را دارد

در دهکده جهانی امروز ببین

هر دهکده گوسفند خود  را دارد


لینک ثابت
به قلم عباس صادقی زرینی در چهارشنبه 1 خرداد1392 ساعت 0:13 
 

با قدرت  تخریب اتم  خندیدم

با غلظت صد اورانیوم  خندیدم

المومن بشاش حدیث نفس است

در فردو و در نطنز و  قم  خندیدم

 

 

 

با شانه زخمی کسی بار نکش

در گوش پر هیچ کری جار نکش

احمق ! به هوای یک هوای تازه

هی پنجره روی در و دیوار نکش

 

 

 

.... که رسم و رسوم  اکثر مردم نیست

مختص به اراک و اصفهان و قم  نیست

هی بر سر قبر مرده ات آب نریز

ای بی پدر این که دانه گندم نیست


لینک ثابت
به قلم عباس صادقی زرینی در دوشنبه 2 اردیبهشت1392 ساعت 12:59 
 

از گفتن اگرچه نا امیدیم  امروز

لبخند بزن که رو سفیدیم امروز

با دیدن این همه حماقت ای دوست

از خنده بمیریم  شهیدیم امروز 

 

 

این بازی دسته جمعی خان ها بود

سرگرمی بچگانه آنها بود

تا گله تلف شد همگی فهمیدیم

گرگم به هوا  بازی  چوپان ها بود

 

 

با نی زدنش مردم ما ترسیدند

میش و سگ و گاو و بره ها ترسیدند

چوپان همین  ولایت  بالا گفت

از زوزه ی گرگ ناقلا  ترسیدند


لینک ثابت
به قلم عباس صادقی زرینی در جمعه 2 فروردین1392 ساعت 10:43 
 

تا وضعیتم را  بپذیرم  یارب

از زور گرسنگی نمیرم یارب

وقتی یقه های دیپلماتی بسته است

باید یقه ی تو را بگیرم یارب


لینک ثابت
به قلم عباس صادقی زرینی در شنبه 19 اسفند1391 ساعت 23:36 
 

با نقشه ابتکاری آدم کشتیم

با حمله انتحاری آدم کشتیم

در مدرسه با اسلحه آدم کشتند

در مدرسه با بخاری آدم کشتیم


لینک ثابت
به قلم عباس صادقی زرینی در شنبه 5 اسفند1391 ساعت 23:55 
 

مومن گل عرش است  ولی  بی خار است

در مسجد ما گلاب و گل بی کار است

عطر خوش جوراب و عرق می آید

اینگونه نماز مومنین بودار است


لینک ثابت
به قلم عباس صادقی زرینی در جمعه 27 بهمن1391 ساعت 9:38 

Content on this page requires a newer version of Adobe Flash Player.

Get Adobe Flash player

 

 

فروردین 1393
دی 1392
مهر 1392
شهریور 1392
مرداد 1392
تیر 1392
خرداد 1392
اردیبهشت 1392
فروردین 1392
اسفند 1391
بهمن 1391
دی 1391
آذر 1391
آبان 1391
مهر 1391
شهریور 1391
مرداد 1391
تیر 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
اسفند 1390
مهر 1389